شمس الدين حافظ

909

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )

بعض نسخ : من ترك عشقبازى و ساغر نمىكنم . : الف - نسخهء قزوينى ، و : حافظ خانلرى : « تلقين و درس اهل نظر يك اشارت است * گفتم كنايتى و مكرّر نمىكنم ! و چندين حافظ ديگر هم ، همين بيت را آورده‌اند . : ب - نسخهء خطى ديوان حافظ 805 هجرى ، و چندين نسخهء ديگر : « تلقين درس . . . كردم اشارتى و . . . » . : ج - اولا : تلقين و درس ، در مقابل « تلقين درس » رنگ مىبازد و همين تلقين درس يعنى ياد دادن و فهماندن درس ، درست است . ثانيا : صحبت از اشاره است ، نه سخن گفتن و به كنايت حرف زدن ! . بنابراين ، آن مصراع دوم چيست كه بدنبال مصراع اول در حافظ علامه قزوينى آمده مگر آنكه بگوئيم معظم له علامه مىباشد حتى در اشتباه ! نسخه‌بدل : معذورم ار محال تو ( اين بيت و بيت قبلى در حافظ ق - غ نيست و ليكن در حافظ سيد ابو القاسم انجوى شيرازى و چند حافظ معتبر ديگر آمده است ) ، در نسخهء انجوى : « گفتم كه « چشم ، گوش به هر خر نمىكنم » و : « پير مغان حكايت مقبول مىكند » بطبع رسيده است ضمنا يادآور مىشوم كه در « شرح سودى بر حافظ » - مانند بالا - گفتم به چشم » و « گوش به هر خر » ضبط شده كه بطور حتم ، همين صحيح و مورد تأييد مىباشد . « توضيح آنكه شعرى كه از حافظ انجوى آورديم مصراع اولش اين است : « شيخم به طنز گفت . . . » . دوبيتى را كه در متن اين غزل آورده‌ايم در ديوان حافظ نسخهء 805 هجرى ( كهن‌ترين نسخه ) در پشت سر يكديگر آمده و عينا بدين صورت است و همين هم صحيح مىباشد : « شيخم به طيره گفت : برو ترك عشق كن . * محتاج جنگ نيست برادر نمىكنم